|
حتما بخونید
دوستان محترم Bachavoshi این مقاله جنبه طنز دارد ونوشته سرکار خانم اسدی
یکی از مدیران و نویسندگان گروه میباشد
وما گروهمان بنا به در خواست محسن چاووشی عزیز تمام سعی خودمان را میکنیم برای
رسوا کردن این آد مهای بیمارکه جای محسن عزیز کلیپ میدن:
**********************************************************

تقریبا 2 هفته پیش دچار این معضل فلسفی شدم که....
مگه همیشه بین تمام کائنات هماهنگی وجود نداره؟!!!
مگه میشه که خداوند چیزهائی رو بوجود بیاره که هیچ هماهنگی بینشون نیست؟!!!!!
حالا تصور کنید که تو یه جنگل گیر افتادین....شب شده....همه جا تاریکه و فقط چراغ قوه ای
که تو دستته روشنه ....یه دفعه جلوی پات یه شیر بزرگ سبز بشه.....تو از وحشت یخ
کردی....میخوای داد بزنی... نمیشه...میخوای فرار کنی.... نمیشه....این پاهای سگ مصب
قدرت حرکت نداره....
همون لحظه ست که آقا شیره دهنش و باز میکنه و صدای چهچه بلبل ازش بیرون میاد...
اما عزیزم تو دیگه نیستی که بخوای صدای زیبای بلبل و از دهن یه شیر بشنوی...چون قبل از
اینکه آقا شیره صدایی از خودش در کنه جناب عالی سکته ناقص و زدی....
اینه که من و دچار یاس فلسفی کرده...
اینه که ذوق فلسفیه من و خدشه دار کرده...
ای خداااااااااااااا............من چه خاکی تو مخم بریزم آخه...
به جون خودم نباشه به جون شما 1 ماه پیش یکی از دوستام یه سی دی آورد....
گفت محسن چاووشیه....آی ذوق مرگ شدم...آی ذوق مرگ شدم....وسط خیابون شیلنگ تخته
مینداختم...
به هزار ذوق و شوق سی دی و گذاشتم تو کامپیوتر.......
دیدم یه قاتل دزد که قیافه ش عین قاچاقچی هاست واستاده داره میخونه...
چه احساساتی و جو گیرم شده بود...
به جان خودم اگه الان زنده هستم و دارم مینویسم معجزه ی الهیه....آنفاکتوس نزدم هنر
کردم....
گفتم خدااااا....مصبت و شکر....مرامتو عشقه....آخه حیف نیست صدای به این نازی رو
همچین قیافه ای دادی....
بعداز 2 هفته فهمیدم ایشون محسن چاووشی نبودن که....اما
" مشترک گرامی، به علت در دسترس نبودن خود محسن از بدل اون استفاده شده...."
آخه نمیگن ما قلبمون ضعیفه....آخه نمیگن ما دچار معضلات فلسفی منطقی دینی الهی هنری
میشیم....آخه نمیگن پس فردا سکته ناقص بزنیم کی جواب میده،
اون غول بی شاخ و دم که خودش و جای محسن جا زده ؟
آخه نمیگن ما پس فردا ترک تحصیل میکنیم میریم معتاد میشیم،آخه نمیگن کارمون به دوبی
و....استغفرالله....
بزنم فک همه شون و بیارم پایینااااااااااا.................آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآایییییییی نفس کش.....
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 ساعت 12:7 توسط M F M
|